پله‌پله در دنیای تاریکی با سرعت هر چه تمام‌تر _ دلنوشته توسط مسافر امین
دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت 04:05 ب.ظ | نوشته شده به دست مسافر فرهنگ | ( نظرات )
"به نام قدرت مطلق"
نیروهای منفی و شیطانی تمام توان و استعداد و هوش مرا در جهت سقوط و نابودی من و در واقع علیه خودم به کار گرفته بودند، من حالا تبدیل‌شده بودم به یک سلاح هوشمند مرگبار که شقیقه آینده و پیشرفت و زندگی خویش را نشانه گرفته بودم و جنون‌آمیز با مهمات مواد مخدر و ضد ارزش‌ها با دستان خودم شهر وجودیم را زیر آتش مرگبار گرفته بودم، زمانی به خودم آمدم که دیگر یک مصرف‌کننده حرفه‌ای تریاک و شیره و شیشه شده بودم.


سلام دوستان امین هستم یک مسافر خدا را شاکرم که امروز به‌واسطه حضور در کنگره ۶۰ این لیاقت را پیدا کردم که چند سطری از تجربه خویش را از سفرم از تاریکی به‌سوی نور را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.
ورود من به دنیای تاریکی‌ها از همان سنین نوجوانی شروع گردید و من به‌واسطه اعتیاد پدرم و آشنایی با مواد مخدر و همچنین خواست خودم که از لذت‌جویی و منیت و خودبزرگ‌بینی و تا حدی هم لجبازی نشأت می‌گرفت روی به مصرف مواد مخدر و الکل در سن ۹ سالگی آوردم، هر چه سن من بالاتر می‌رفت با دنیای اعتیاد و مصرف موادی چون الکل و حشیش و تریاک بیشتر عجین می‌شدم به‌طوری‌که در سن ۱۸ سالگی یک مصرف‌کننده تمام‌عیار و حرفه‌ای مواد مخدر بودم و پله‌پله در دنیای تاریکی با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط می‌کردم، اعتیاد افسار زندگی‌ام را کاملاً به دست گرفته بود و بی‌اختیار روزبه‌روز به بنده مطیع و فرمان‌بردار شیطان مبدل گشته بودم و فرمان‌برداری من بیشتر می‌شد مقدار مصرف و جنس مصرفی من مدام در جهت منفی ترقی می‌کرد هرچه دارای استعداد و هوش فوق‌العاده‌ای بودم و به‌صورت ماهرانه‌ای اعتیاد خود را قادر بودم پنهان کنم اما نیروهای منفی و شیطانی تمام توان و استعداد و هوش مرا در جهت سقوط و نابودی من و در واقع علیه خودم به کار گرفته بودند، من حالا تبدیل‌شده بودم به یک سلاح هوشمند مرگبار که شقیقه آینده و پیشرفت و زندگی خویش را نشانه گرفته بودم و جنون‌آمیز با مهمات مواد مخدر و ضد ارزش‌ها با دستان خودم شهر وجودیم را زیر آتش مرگبار گرفته بودم، زمانی به خودم آمدم که دیگر یک مصرف‌کننده حرفه‌ای تریاک و شیره و شیشه شده بودم و افسار و اختیار زندگی از دست من خارج گشته بود، فرماندهی جسم روح و روان من کاملاً به دست نیروهای منفی افتاده بود و فرمانروایی عقل در من مشروط بر مصرف مواد و انجام ضد ارزش‌ها شده بود و به خاطر اختلال به وجود آمده طی سالیان متمادی در سیستم جسمی و روانی و روحی من مواقعی هم که فرمان مشروطی روان من صادر می‌کرد، یا توان انجام آن را نداشتم یا اینکه براثر اخلال در سیستم فکری و جهان‌بینی نادرست، آن فرمان کاملاً برعلیه من و در جهت سقوط و فرورفتن بیشتر من در دنیای تاریکی می‌شد. بارها تصمیم به قطع مصرف مواد گرفتم و راه‌های مختلفی را آزمودم اما هر بار نتیجه فاجعه بارتر از بار قبل می‌شد و عطش و ولع من برای مصرف دوباره بیشتر می‌شد، من دیوانه‌وار بارها و بارها روش‌های غلط را می‌آزمودم و شکست می‌خوردم حتی گاهی یک روش اشتباه را بارها تجربه می‌کردم و می‌آزمودم و با حماقت کامل انتظار گرفتن نتایج متفاوت از تکرار یک اشتباه را داشتم و در اثر این آزمون و خطاها من ناامید و ناامیدتر شده و همچنان سقوط ناتمام من به قعر تاریکی‌ها ادامه داشت.
حاصل این تجربه‌های اشتباه مهمان ناخوانده جدیدی بود که قبلاً حتی تصور چنین روزهایی هم در زندگی برایم دردآور بود اما من حالا به کلکسیون مواد مصرفی خویش انواع قرص‌ها مثل متادون و ترامادول و B2 و هروئین هم اضافه‌شده بود.


بیشتر از این نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم زیرا بسیاری از شما مسافران نیز همانند من این وقایع را تجربه کرده‌اید و کاملاً می‌دانید از چه چیزی سخن می‌گویم من در اعماق تاریکی‌ها و در ناامیدی کامل و فرسوده از جنگ ناتمام خود با خویشتن خویش با ناباوری و مملو از ترس و رنج وارد کنگره شدم و در اثر مشاوره‌ها در آموزش‌ها روش‌های بی‌نظیر درمانی موجود در کنگره دریچه‌ای از امید بر سرزمین غارت‌شده وجودی من بازگردید، کنگره در گام اول به من نظم را آموخت و روزبه‌روز بر امید من افزود من بار دیگر انگیزه یافتم که گامی جهت نجات خویش بردارم و جسارت پیدا کردم برای رهایی خویش، سفری تازه را آغاز کنم با شروع سفر من تغییرات آغاز شد اتفاق‌های جدیدی شروع به رخ دادن در زندگی من کرد برخی از آنان قابل‌تصور بود اما بسیاری از آن خارج از حد تصور من بود و هنوز هم هست من دریافتم که برای رهایی از اعتیاد، هم‌زمان به تحول در سه بعد جسم و روان و جهان‌بینی نیاز دارم من دریافتم که مهم نیست در کجای این مسیر سفر قرار دارم بلکه مهم این است که همواره برای رشد و آموزش بیشتر و برقراری آرامش و تعادل در زندگی‌ام به بهترین شکل ممکن تلاش کنم، هرچند به‌خوبی می‌دانم که نیروهای منفی و شیطانی همگام با من می‌کوشند که موانعی بر سر راه من ایجاد کنند آن‌ها بی‌وقفه می‌کوشند که بار دیگر با ایجاد بی‌تفاوتی و ناامیدی مرا به تاریکی‌ها برگردانند و جهت سفر مرا از تاریکی به سمت نور بار دیگر منحرف سازند، اما من آموخته‌ام که با خواست و انگیزه درونی خویش که مهم‌ترین فاکتور برای پیشروی من در این سفر است و با جهان‌بینی تازه و روشن‌بینی و علم بر اینکه این سفری است بی‌پایان که مدام را شگفت‌زده و قدرتمندتر و باانگیزه‌تر خواهد کرد و با استفاده از ابزار کنگره که به‌راحتی هرچه‌تمام‌تر در اختیار من قرارگرفته است می‌توانم گام‌هایم را استوارتر بردارم و باایمان به امنیت مسیر و بهره‌گیری از نیروهای مثبت سفری را که از دل تاریکی‌های درونی آغاز نموده‌ام پله‌پله به ملاقات خدا و رسیدن به قدرت مطلق الله ختم نمایم.
 ممنونم که مشارکت مرا با صبوری خواندید
نویسنده: مسافر امین لژیون دهم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر هاشم سه شنبه 22 بهمن 1398 06:57 ب.ظ
سلام
.
.
.
عالی بود امین جان. خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic