جلسات روزهای پنج شنبه مورخ97/04/07 با عنوان آداب و معاشرت
پنجشنبه 7 تیر 1397 ساعت 10:04 ب.ظ | نوشته شده به دست مسافر فرهنگ | ( نظرات )

"به نام قدرت مطلق"

جلسه سوم از دوره بیست و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی حر با نگهبانی"مسافر محسن" دبیری "مسافر حسین" و استادی کمک راهنمای محترم"مسافر جهانگیر " با دستور جلسه "آداب و معاشرت" روز پنجشنبه مورخ 1397/04/07 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد: 
قبل از هر چیز جا دارد خدا را شاکر باشم بابت اینکه یک‌بار دیگر این فرصت به من داده شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم امیدوارم با کمک همدیگر بتوانیم جلسه خوبی را برگزار کنیم طبق روال تولدها جلسه امروز شامل دو بخش می‌باشد بخش اول دستور جلسه و بخش دوم تولد علیرضای عزیز است.


معمولا آداب و معاشرت یک ویژگی است که همه آدم ها دوست دارند که آن را داشته باشند یعنی من فکر نمی کنم هیچ آدمی باشد از اینکه صفت آدم با ادب و مودب رویش گذاشته باشند بدش بیاید، چون تمام مردم جهان بر روی این موضوع صحه گذاشتند که آدم ها سعی می‌کنند در زندگی خودشان را خوب و موجه نشان‌بدهند من همیشه در لژیون به تمام بچه‌ها می‌گویم که در خانواده همانطور رفتار کنید که در کنگره رفتار می‌کنید چون معمولا وقتی ما به کنگره می‌آییم سعی می کنیم خیلی با ادب و بامنش رفتار کنیم خیلی لفظ قلم صحبت کنیم، ما باید در خانواده هم همین‌طور رفتار کنیم اما من به جرأت می‌گویم وقتی از در شعبه بیرون می رویم تمام داشته های‌مان و تمام آموزش‌هایمان را یک بقچه می‌کنیم و در یک گوشه می‌گذاریم وقتی دوباره برمی‌گردیم دوباره آن بقچه را با خودمان حمل می‌کنیم من می‌گویم این صفت باید درون انسان آداپته شود ما همه باید یاد بگیریم ظاهری نباشیم واقعی باشیم، این واقعی بودن یک مقدار کار را سخت می‌کند. در وادی دهم هم می‌گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است این پیام هم برای انسان‌هایی است که واقعا دوست دارند یک حرکتی و یک تحولی درون خودشان انجام بدهند، در کنگره همیشه می‌گویند تعادل حرف اول را می‌زند ما در کنگره به ظاهر برای درمان اعتیاد هستیم ولی در باطن به دنبال تعادل می‌گردیم به همین خاطر می‌گوییم تعادل فوق درمان است، تعادل هم زمانی اتفاق می‌افتد که مواد شبه‌افیونی بدن به درستی ترشح کند و وقتی این مواد به درستی ترشح کردند آنوقت است که حال من خوب است معمولاً آدم خمار ادب نمی داند چیست آدمی که حالش خوب نیست مواد شبه افیونی اش ترشح نمی‌کند و این کاری به تعادل ندارد ما باید یاد بگیریم در هرکاری آداب‌ومعاشرت خاص آن کار را انجام بدهیم چون من به عنوان انسان یک موجود اجتماعی هستم و نیازمند این هستم که با دیگران ارتباط برقرار کنم تا بتوانم به خواسته‌هایم برسم و امورات زندگی را بگذارنم، این یک واقعیت در زندگی است تعادل یعنی هر چیزی را سرجای خودش درست قرار دادن.
معنی تعادل غیر از این نیست حالا اگر من مدام از الفاظ نامناسب استفاده کنم لحن کلامم مناسب نباشد، پس به من یک آدم  متعادل نمی‌گویند آدم متعادل کسی است که آگاه به زمان و مکان باشد چون از نظر کنگره فعل فی‌نفسه بد نیست بلکه زمان انجام دادن آن فعل یا کار است که یک کار را خوب یا بد نشان می‌دهد، مثلا خندیدن یا گریه کردن کار بدی نیست اما اگر در زمان مناسب نباشد کار خوبی نیست اگر جایی‌که همه می‌خندن و پایکوبی می‌کند مثل مجالس عروسی یک نفر شروع به گریه کند بی‌ادبی کرده است یا جایی‌که همه در حال عزاداری هستند یک نفر قهقه بزند و بخند بی‌ادبی کرده است، تعادل باعث می شود که شما بتوانید با دیگران ارتباط بر قرار کنید در واقع به حقوق دیگران احترام بگذارید ما می‌گوییم پیوند محبت لازمه‌اش همان احترام است، احترام بگذار تا بتوانی احترام ببینی این یک واقعیت است وقتی به کسی احترام نگذاریم چطور انتظار داریم از طرف مقابل احترام ببینیم، کل زندگی بده بستان و داد و ستد است ما آمدیم کنگره داریم یکسری آموزش می‌بینیم و یاد می‌گیریم باید اول به خودمان احترام بگذاریم بعد به دیگران، الان من فهمیده‌ام اگر سوت بزنند برگردم سوت هستم وقتی سر کوچه هستیم و یک نفر با ماشین رد می شود و بوق می زند اگر برگشتیم و جواب دادیم بوق هستیم اگر گفت آقا برگشتیم آقا هستیم ما تعیین می‌کنیم که دیگران چگونه با ما رفتار کنند. آداب و معاشرت در کل زندگی وجود دارد.
آداب معاشرت یعنی من باید بدانم با چه کسی صحبت می‌کنم متاسفانه من دیده‌ام که راهنما با رهجو خیلی صمیمی می‌شود و رهجو راهنما را با اسم کوچک صدا می‌زند مثلا می‌گوید ابی، من به عنوان استاد آمده‌ام این بالا نشسته ام این هم آداب خودش را دارد ومن فکر نکنم چون من یک شال دور گردنم انداخته ام کارم خیلی درست است، نه هر کس در هر جایگاهی هست به نظر من مسئولیتش خیلی سنگین‌تر است من وقتی با یک همسفر صحبت می‌کنم نباید از لفظ وکلام  تو استفاده کنم شاید در یک جمع خودمانی بگویم تو چطوری ولی وقتی با همسفر در جمع صحبت می‌کنیم نباید از لفظ تو چطوری استفاده کنیم باید بگوییم شما چطوری گاهی اوقات این شما گفتن برای ما خیلی سخت است چون بلد نیستیم، یکسری ریزه کاری‌هایی در زندگی هست که آن پیوند محبت را خیلی محکم و سفت‌تر می‌کند اگر رعایت نکنیم قطع می‌شود مثل زندگی زناشویی من می‌گویم مرد و زن وقتی باهم  شدند باید دو سر روی همدیگر قرار بگیرد باید بیشتر از قبل به هم احترام بگذارند و بیشتر عزت بگذارند و محبت داشته باشند اگر نتوانیم رعایت کنیم یک زندگی می‌شود باری به هر جهت چون در زندگی یکسری حریم شخصی وجود دارد باید حریم‌هایمان را در زندگی حفظ کنیم.
در مورد دستور جلسه خیلی صحبت کردم پیشنهاد می کنم سی‌دی آداب معاشرت مهندس را حتما گوش دهید چون به نظر من در کنگره هرچقدر یاد بگیریم باز هم کم است چون شاید من قبلا خیلی از این کارها را بلد بودم ولی رعایت نمی‌کردم چون اصلا درکش نمی‌کردم اگر در کنگره کسی به درک برسد من قول می‌دهم که خیلی از مسائل و مشکلاتش حل می‌شود.


مراسم تقدیر از زحمکشان نمایندگی حر در ماه مبارک رمضان:


افراد برتر در آزمون داخلی نمایندگی:


سخنان استاد در مورد رهجو:
بخش دوم جلسه مربوط به تولد علیرضای عزیز است گرچه علیرضا معرف حضور همه عزیزان هست در مورد علیرضا اصلا نمی‌خواهم صحبت کنم چون در مورد علیرضا صحبت کردن یک نوع بی احترامی به وقت جلسه است چون وجود علیرضا در این جایگاه خدمتی و در این جایگاه کمک راهنمایی خودش بیانگر هر چیزی که در مورد علیرضا من بگویم هست واقعا یک نفر به درجه کمک راهنمایی و خدمتگزاری می‌رسد خدمتگزاری می‌کند یعنی هر آنچه که باید در موردش گفته شود همه چیز را در خودش دارد این شال بیانگر همه چیز است.

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. تخریب 8 سال، آخرین انتی ایکس شیشه و تریاک، روش درمان  dst، داروی درمان شربت  ot، سفر اول 12 ماه، راهنمای گرانقدر آقای جهانگیر، ، ورزش در کنگره شنا فوتسال، رهایی 3سال و  2ماه.در ضمن سفر سیگار داشتم تخریب 12سال، مدت سفر 10ماه، روش درمان  dst، داروی درمان آدامس نیکوتین راهنمای گرانقدر آقای مجید مغانی،رهایی 2سال.
سخنان مسافر:
پشت دریاها شهری است
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاك غریب
كه در آن هیچ‌كسی نیست كه در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار كند.
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر
من هم خدای خودم را سپاسگزارم  و دست بوس جناب آقای مهندس دژاکام هستم بخاطر همه اتفاقات خوبی که در این چهار سال گذشته در زندگی من افتاده تمام این اتفاقات را مدیون کنگره واز دولتی سر کنگره می دانم تمام اتفاقات شیرینی که در زندگی ام افتاده و تمام تغییرات و اتفاقات شیرینی که برایم رقم خورد و تغییراتی که انجام شدو رنگ و لعابی که زندگیم گرفت، همیشه خودم را مدیون کنگره میدانم.
داستان اعتیاد من هم مثل خیلی از بچه‌ها از یک وسوسه از یک کنجکاوی از یک هوس شروع شد و من برای اولین بار نقص کردم قوانین زندگی را و اولین بار اولین کام را از مواد مخدر گرفتم و نئشگی را تجربه کردم و آدمی که نئشگی را یک بار تجربه کند دیگر آن آدم سابق نیست وقتی یک بار زدنش را تجربه کنی دیگر نمی توانی بر مواد مخدر غلبه کنی و دیگر کار ساده ای نیست و آن زمان هم من  دانایی این موضوع را نداشتم، مواد موجود مرموزی است و آدم را خوب فریب می‌دهد و من را هم فریب داد به من گفت هفته‌ای یک بار به سراغ من بیا من همیشه حالت را خوب می کنم و مطمئن باش که هیچ کس با یک بار مصرف در هفته معتاد نمی‌شود و من هم در اعماق جهنم بودم و اسیر نفسم شدم وفریبش را خوردم و این اتفاق برای من افتاد، متاسفانه یک وقتی متوجه حقه بودن این حرف می شوید که دیگر سایه اعتیاد همه زندگی را فرا گرفته همه رفتار همه کردار و همه افکار تحت تاثیر مواد مخدر است و تو هیچ چیز از خودت نداری این را واقعاً بگویم همه آنها که فکر میکنند همسر مصرف کننده و پسر مصرف کننده شان کارهایی را انجام دادند این تصور اشتباهی است هیچ مصرف کننده ای رفتاری را انجام نمی‌دهد مگر بر اراده مواد مخدر ما در کنگره می‌گوییم رهایی از بند اعتیاد، و مواد مخدر را یک بند می دانیم بر افکار و اعمال خودمان و شاید خیلی وقت‌ها به این توجه نمی‌کنیم که سر این بند و سراین طناب کجاست مواد مخدر یک طنابی است که در زندگی دست و پای من رابست و سر این طناب دست یک شخصی بود یک شخصی که دنبال بندگی و بردگی من بود و واقعا هم موفق شد وقتی به این قضیه خوب نگاه می کنیم تازه می فهمیم که چرا مهندس در چهار یا پنج وادی در این مورد صحبت می‌کند که خیلی سالها پیش در خلقت بشر اتفاق افتاد و مدام این موضوع را تکرار می‌کند که شاید بمن مسافر بفهماند که ریشه این اتفاقات در همان جا رقم خورد در جایی که شیطان قسم خورد که منه علیرضا و من انسان را به نابودی می کشاند و مواد مخدر قوی ترین و مهلک ترین ابزار و اسباب نابودی انسان است، و این اتفاق برای من هم افتاد من ۸ سال از زندگی ام را درگیر شیطان بودم درگیر نیازهای شیطانی بودم رفتارم را شیطان تعیین می‌کرد کردارم را شیطان تعیین می کرد فکر م را شیطان تعیین میکرد و هیچ چیزی از خودم نداشتم فکر میکردم که دارم درست رفتار می کنم فکر میکردم که دارم از افکار خودم استفاده می کنم ولی همه اینها به واسطه مواد مخدر به شیطان وصل می شد می خواهم به اینجا برسم که اگر من می‌خواهم هنوز هم مواد مخدر مصرف کنم باید بدانم که هنوز هم در وادی شیطان هستنم و این نقشه‌ای است که خیلی قبل برای ما انسانها کشیده شده است من خدا را شکر می‌کنم که یک نفر مانند مهندس دژاکام پیدا شد و حداقل به اندازه خودش به اندازه کشور خودمان و به اندازه همین چند ده هزار نفری که در کنگره هستیم توانست این حربه را کنترل کند و خیلی از ما انسانها را نجات داد ما که در دنیای سیاه و کثیفی بودیم خیلی وقتها نیاز است که انسان از این دنیا بیرون بیاید و نگاه کند به کارهایی که کرده است تازه متوجه می شود که چه کارهایی کرده است خیلی از ما در ابتدای سفرمان فکر می کنیم که مشکل ما فقط مواد مخدر است ولی وقتی به رهایی می رسیم و یک مقدار از این رهایی فاصله می گیریم، تازه می فهمیم که چقدر درگیر اشتباهات بودیم و چقدر در عمق تاریکی ها بودیم و ما هیچ حسی نسبت به آنها نداشتیم اعتیاد از یک منظر مانند یک بیماری است که این بیماری زخم های زیادی به زندگی انسان میزند و آسیب‌های زیادی را به زندگی وارد می کند خیلی از این زخم ها در خانواده و در محیط کار است در رفتار انسان است کسی که به کنگره می آید ولی همسفر در کنارش نیست می‌آید و می‌تواند بگوید که من اعتیاد را درمان کرده ام ولی هیچکدام از آن زخم ها درمان نمیشود مانند یک انسانی که بیماریش درمان شده ولی تا آخر عمر باید با زخمهای آن بیماری قدیمی سر کند، من خدا را شکر می‌کنم که این لطف نصیب من شد که همسفر من هرچند درسفر دوم وارد کنگره شد و توانستیم با هم یواش یواش این زخمایی که به زندگیمان خورده بود و پایه هایی که لرزان شده بود و واقعا داشت زندگی فرو می پاشید را درمان کنیم این را می‌گویم برای بچه هایی که به هر دلیلی همسفرشان به کنگره نمی‌آید اگر بدون همسفر درمان شوید مطمئن باشید که شما یک بیمار درمان شده اید که زندگیتان پر از زخم است که باید تا آخر عمر با آن زخمها زندگی را سپری کنید مگر اینکه در کنگره همراه داشته باشید اگر این زخمها بواسطه حضور همسفر و خودمان در کنگره برطرف نشود تا آخر باید آن زخمها را یدک بکشیم و رنج ببریم هرچند بیماری اعتیاد را درمان کرده باشیم من بابت این موضوع از همسفرم خیلی خیلی تشکر می کنم خیلی به من کمک کرد در سفر دوم که تعادل را به زندگی من برگرداند و این اثر نمی شد مگر با کمک و زحمتهای کمک راهنمای محترم همسفرم خانم نگار که خیلی از آرامش امروزم را مدیون ایشان هستم و از ایشان تشکر می‌کنم و انشالله همه لطف و خدماتی که در کنگره داشتند بازتابش بشود انرژی و حال خوب که در زندگیشان جاری باشد.
من باید از خیلی افراد تشکر کنم از دوکمک راهنمای خوبم که به آنها میبالم که در سفر اولم آقای فیض آبادی که با درایت زیادی که داشتند و محبت زیادی که داشتند من را در سفر اول کمک کردندکه در ۱۲ ماه و با تعادل نسبی توانستم سفرم را به اتمام برسانم خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم و درسفر دوم از آقای جهانگیر عزیز و دوست داشتنی یکی از  مهربان ترین کمک راهنمای کنگره هرچند که خیلی‌ها می‌گویند ایشان خشن هستند ولی واقعا دل کوچکی و مهربانی دارند و دوست داشتنی من از آقای جهانگیر که در سفر دوم خیلی آموزش ها را گرفتم و خیلی از زخمای زندگیم  را به کمک ایشان درمان کردم تشکر می‌کنم.
سخنان کمک راهنمای همسفر:
سلام دوستان نگار هستم کمک راهنمایی یک همسفر من هم خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم تولد 3 سال رهایی آقای علیرضا را اول به آقای مهندس و خانواده محترمشان و سپس به آقای فیض‌آبادی و آقای جهانگیر و به خود ایشان و هم‌سفرشان تبریک می‌گویم همین‌طور به مرزبان‌ها و اسیستانت و ایجنت محترم  شعبه.
وقتی یک نفر در کنگره رها می‌شود و به درجه کمک راهنمایی می‌رسد یک کار گروهی است، زحمت یک نفر دو نفر نیست و کار یک مجموعه است از آقای مهندس سپاسگزارم که این مجموعه را برای ما فراهم کرده‌اند اینجا فقط برای درمان اعتیاد نیست، اینجا روش درست زندگی کردن را آموزش می‌گیریم.
در مورد منصوره عزیز بگویم که در سفر اول خیلی فعال بودند و خدمتگزار ولی در سفر دوم به خاطر وجود دیانا جان‌عزیز نتوانستند خدمت کنند امیدوارم که بتواند به درجه کمک راهنمایی برسند چون لیاقتش رادارند باوجوداینکه بچه کوچک دارند همیشه در جلسات هستند و همیشه به‌موقع سر جلسه حضور دارند امیدوارم در جایگاه کمک راهنمایی ببینمشان با تشکر از همه شما

سخنان همسفر:
سلام دوستان منصوره هستم همسفر من هم خدای خودم را شاکرم که در جمع شما دوستان هستم حکم می‌کند از تمام کسانی که به من لطف و محبت داشتند و به ما کمک کردند که به رهایی برسیم از همه این عزیزان تشکر می‌کنم ابتدا از مهندس دژاکام بنیانگذار کنگره ۶۰ نهایت سپاس را دارم از خانواده محترمشان تشکر دارم که زمینه را برای ما فعال کردن که ما بتوانیم در یک مسیر درست حرکت کنیم از آقای فیض‌آبادی عزیز تشکر می‌کنم که در سفر اول خیلی کمک حال ما بودند و خیلی کمکمان کردند و این زندگی و آرامشی که در زندگیمان داریم را مدیون ایشان هستیم و امیدوارم که همیشه تنشان سالم و سایه‌شان مستدام باشد از آقای جهانگیر خیلی ممنون هستم که خیلی آموزش‌های خوبی به ما دادن و انرژی دادند امیدوارم که همیشه خودشان و خانواده‌شان پر انرژی باشند از خانم نگار عزیز راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم که در کنار من بودند در این مدت  به من صبر و بردباری را یاد دادن بهترینها را برایشان آرزو می‌کنم از ایجنت محترم استاد ملکی و مرزبانان تشکر می‌کنم و خدا قوت می گویم به ایشان، از علیرضا مسافرم تشکر می‌کنم که خیلی قشنگ سفر کرد بدون حاشیه و سفرش را تمام کرد و به نتیجه رسید خیلی دوست داشت که کمک‌راهنما بشود تمام سعی و تلاشش را کرد و امیدوارم که همیشه همین طور فعال باشد رهایش مستدام باشد من اگر بخواهم از مصرف علیرضا بگویم من هیچ اطلاعی از مصرف ایشان نداشتم که علیرضا مصرف‌کننده شده است چون اصلا شخصیتش نمی‌خورد که به سمت دود و استفاده موادمخدر برود و چون من صبح تا شب سرکار بودم اصلا علیرضا را زیاد نمی‌دیدم که بخواهم متوجه مصرف ایشان بشوم به خاطر همین اصلا متوجه استفاده مواد نشدم تا اینکه یک روز به طور اتفاقی از سرکار آمدم و نامه شربتی را در خانه دیدم وقتی به علیرضا گفتم زیر بار نرفت و قبول نکرد خدا را شکر خیلی یک‌دنده است و هیچ وقت زیر بار نمی‌رود این خصوصیاتش خیلی من را اذیت می‌کند امیدوارم بتواند روی این کار کند و خودش را درست کند خیلی اذیت شدم وقتی نامه شربت را دیدم وقتی در اینترنت کنگره ۶۰ را سرچ کردم متوجه شدم که بله علیرضا مصرف‌کننده شده است من اول فکر کردم که NA است چون قبلا دورادور NA را در محیط کار شنیده بودم و می‌شناختم، خیلی اصرار داشت و دوست داشت که من هم به کنگره بیایم ولی من اصلاً تایم کاریم اجازه نمی‌داد و راهم خیلی دور بود که به شعبه بیایم ولی وقتی بار اول آمدم و آقای فیض آبادی را دیدم خیلی با من صحبت کردند و توانست من را قانع کند که چند جلسه بیایم و بعد تصمیم بگیرم بعد از آن چند جلسه آمدم با حال خیلی خراب می آمدم  و با حال خیلی خرابتر برمی‌گشتم چون جو کنگره برایم خیلی سنگین بود خیلی فضایش برایم غیرقابل هضم بود و این محیط را تا به حال ندیده بودم و همیشه به علیرضا می‌گفتم حاشا به غیرتت که من را وسط این همه معتاد می‌آوری، وقتی آمدم رفته‌رفته زمان مشکلات را حل کرد و با گذشت زمان رفته‌رفته توانستم با کنگره ارتباط برقرار کنم و دیدم که اینجا همان جایی است که من می‌توانم خودم را پیدا کنم و دنبال آن آرامشی که هستم می‌توانم اینجا آن را پیدا کنم همه اینها را مدیون این عزیزان هستم و دستشان را می‌بوسم و امیدوارم بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد و همیشه تنشان سالم باشد و سایه‌شان بالا سر خانواده‌شان باشد در آخر امیدوارم که تمام سفر اولی‌ها این جایگاه را تجربه کنند و به آن حال خوش و آرامشی که مدنظرشان است برسند آمین.

نویسنده و تایپ: مسافر فرهنگ (لژیون پنجم)

(تصویرگر: مسافر محمد (لژیون هفتم

مرزبان کشیک: مسافر علی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: جلسات روزهای پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر سعید سخی لژیون هفتم شعبه حر دوشنبه 11 تیر 1397 10:58 ب.ظ
سلام
.
خداقوت خدمت همه خدمتگزاران
تبریک ویژه خدمت آقا علیرضا و آقا جهانگیر
و همسفر محترم و کمک راهنمای گروه خانواده
تا باد چنین بادااااا....⚘⚘⚘⚘
همسفر فرزانه صادقی دوشنبه 11 تیر 1397 10:42 ب.ظ
سلام و تبریکات فراوان به هنسفر منصوره عزیز و دخر ناز و عزیزش و مسافر و کمک راهنمای محترم قا علیرضا ان شاالله در جایگاههای بالاتری شما دو بزرگوار را ببینم.
خدا قوت به کمک راهنمایان محترم همسفر خانم نگار و مسافران آقا علیرضا فیض آبادی و آقا جهانگیر
اعظم همسفر حسین شنبه 9 تیر 1397 03:02 ب.ظ
با سلام وخدا قوت به هر سه بزرگوار و تبریک فراوان خدمت آقا علیرضا و خانم منصوره عزیز
عبداله ملکی شنبه 9 تیر 1397 08:37 ق.ظ
خدا قوت و هزاران تبریک
سهیل کلاته جمعه 8 تیر 1397 11:46 ب.ظ
سلام...
.
.
.
.
.
.
خداقوت و هزاران تبریک
منصوره همسفر علیرضا جمعه 8 تیر 1397 01:51 ب.ظ
سپاس از همگی ک تبریک گفتن
مسافر مهرداد جمعه 8 تیر 1397 10:30 ق.ظ
سلام و خدا قوت
مسافر هاشم جمعه 8 تیر 1397 05:09 ق.ظ
سلام
.
.
.
خداقوت و تبریک خدمت آقای فیض آبادی و آقا جهانگیر و خانم نگار
.
.
.
تبریک خدمت علیرضا و همینطور همسفرانش
محمداشکشی جمعه 8 تیر 1397 02:59 ق.ظ
سلام خدا قوت وهزاران تبریک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: