جلسات روزهای پنج شنبه مورخ97/01/23 با عنون،وادی هشتم و تاثیر آن روی من
پنجشنبه 23 فروردین 1397 ساعت 05:04 ب.ظ | نوشته شده به دست مسافر حسین صالحی | ( نظرات )
" به نام قدرت مطلق "

جلسه ششم از دوره بیست و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی حر با نگهبانی"مسافر فرهاد" دبیری "مسافر محسن " و استادی دیده بان محترم "مسافرعلیرضا " با دستور جلسه " وادی هشتم و تاثیر آن روی من " روز پنجشنبه مورخ 1397/01/23 رأس ساعت 17  آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. خیلی خوشحالم که امروز خدمت شما بزرگواران هستم اولین بار است که به این شعبه می‌آیم و به همه تبریک می‌گویم. تبریک به خاطر اینکه افراد یک شعبه باید خیلی توانمند باشند تا بتوانند تغییراتی به وجود بیاورند. وادی هشتم وادی حرکت است ما اگر نیمی از وادی را بلد باشیم و نیمی از آن را اجرا کنیم درواقع خیلی انسان موفقی هستیم.

 واقعیت این است که گزافی نیست وقتی وادی‌ها را می‌خوانیم سی‌دی‌ها را گوش می‌کنیم با آن‌ها حرکت می‌کنیم مثل بچه‌ای که تاتی می‌کند تا راه بیفتد. زیاد از وادی صحبت نمی‌کنم. ما باید توان تفکر کردن را داشته باشیم و از تمام آن چیزهایی که می‌خواهیم و از بین آن‌ها یکی را انتخاب کنیم و نسبت به آن تفکر کنیم تفکر در صور پنهان ما است و باید تصویری از آن تفکر در ذهنمان داشته باشیم. وادی هشتم به ما می‌گوید آن تصویری که در ذهنمان به وجود آمده است توان آن را داشته باشیم که آن را به اجرا دربیاوریم. اگر یک مصرف‌کننده هستی و خواستار رهایی هستی و می‌خواهی به درمان برسی باید با تمام وجود تلاش کنی تا به آن برسی این ممکن نمی‌شود مگر اینکه حرکت کنید و واقعیت این است که حرکت بسیار کار سختی است حرکت توأم با بهاء دادن است تا زمانی که تفکر می‌کنیم اتفاقی نمی‌افتد ولی به‌محض اینکه حرکت می‌کنیم باید بهای آن را بپردازیم و در کنگره همه‌چیز به‌تدریج شکل می‌گیرد و به وجود می‌آید.

 من اگر می‌خواهم وضعیت مالیم را تغییر بدهم باید تفکر کنم و تصویرش را داشته باشم تا بتوانم در زندگی روزمره‌ام کاوش کنم تا این اتفاق برای من بی‌افتد و مشکلم حل می‌شود. یک عامل بزرگ که باعث می‌شود حرکت صورت نگیرد ترس است خود من خیلی وقت‌ها برای کارهایی که می‌خواهم انجام بدهم می‌ترسم. ترس باعث می‌شود که سرعت ما گرفته بشود. ما دوست داریم وقتی‌که تفکر می‌کنیم به مقصد برسیم ولی ممکن نیست من امتحان کردم و این را می‌دانم. تجربه به من ثابت کرده است که آن‌هایی که دور و ور من هستند مثل من هستند ولی آن‌هایی که دو متر از من جلوتر هستند دو متر از من جلوترند، اگر من کمکی می‌خواهم باید حرکت کنم تا آن‌کسی که از من جلوتر است بتواند به من کمک کند ولی آن‌کسی کنار من است چون شرایط من را دارد نگاه من جایگاه من تفکر من را دارد نمی‌تواند به من کمکی کند. برای همین است که هر چه قدر پله کم می‌کنید اطلاعات بیشتر کسب می‌کنید و با راه‌های بیشتری در کنگره آشنا می‌شوید و مسائل بیشتری را می‌توانید حل کنید.

در ادامه آزاد مردی و پنج سال رهایی مسافر فرهاد را با شور فراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفر مسافر:

سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر، با 20 سال تخریب وارد کنگره شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک شیره و شیشه، به روش DST، داروی درمان OT، با راهنمایی، کمک راهنمایی گرانقدر آقای امیر حسین باقری، ورزش در کنگره فوتسال و والیبال، به مدت 10ماه 15روز سفر کردم، مدت رهایی 5سال  و1 ماه و 21روز. در ضمن سفر نیکوتین داشتم به مدت 10 ماه، با راهنمایی، کمک راهنمای خوبم آقای امیر حسین باقری، مدت رهایی 2 سال و 7 ماه 10روز.

آرزوی مسافر: من هر سه تولدم یک‌جور آرزو کردم از همه عزیزان می‌خواهم چند لحظه چشمانشان را ببندند و هر آرزوی که دارند به تصویر بکشند و من آرزویم این است که آرزوی تک‌تک شما تحقق پیدا کند.

سخنان استاد در مورد مسافر فرهاد:در مورد فرهاد عزیز، آن اتفاق زیبا برایش افتاد و زیبا حرکت کرد و آزادمردی و پنج سال رهایی را به ایشان تبریک میگوییم  و عکس راهنمای عزیزش را روی بنر چاپ کرده است و انشا الله امیر عزیز هر جا که است زیر سایه الله بتواند حرکتش را همچنان ادامه بدهد من تصویری که از آقا فرهاد دارم این است که با آقا امیر زیاد می‌گشت و من زیاد از ایشان خوشم نمی‌آمد بنا بر آن حس اولیه که به ایشان داشتم تا اینکه فرهاد به من و من به آقا فرهاد نزدیک شدم درواقع فرهاد به کنگره نزدیک شد و من هم به کنگره نزدیک شدم. آن چیزی که من امروز از آقا فرهاد می‌بینم درواقع خیلی‌ها میایند به کنگره ولی تعداد کمی فرزند کنگره می‌شوند که آقا فرهاد یکی از آن‌ها است یعنی اینکه کاملاً تغییر کرده است چه در درون و چه در بیرون و به قول کنگره فلز وجودش تغییر کرده است و این اتفاق برای آقا فرهاد افتاده است ایشان یک خدمتگزار است یکسری از روزها در اینجا است و یکسری از روزها در آکادمی خدمت می‌کند و دستیار دیده‌بان نیز است و کسانی که خدمت می‌کنند محکوم‌به آموزش هستند که این اتفاق برای همه ما می‌افتد. بهترین‌ها را برای آقا فرهاد و همسفرانش را آرزو می‌کنم 

سخنان مسافر: سلام دوستان فرهاد هستم مسافر. خدا را شاکر هستم که این توفیق را به من داد تا این جایگاه را دوباره تجربه کنم و در خدمت شما عزیزان باشم؛ و از همه عزیزان کمال تشکر رادارم و امیدوارم بتوانم زحمات شمارا جبران کنم. اول‌ازهمه جایگاه دیده‌بانی را به راهنمای بزرگوارم جناب آقای زرکش تبریک عرض می‌کنم انشا الله در این جایگاه موفق باشند همان‌طور که تاکنون در جایگاه‌های مختلف موفق بودند. من دوران اعتیادم واقعاً روزهای سختی را تجربه کردم همان‌طور که خیلی از دوستان، آن را تجربه کرده‌اند خیلی سخت بود برای خودم خانواده‌ام و مادرم که الآن در جمع ما نیست فکر می‌کنم تنها آرزویش این بود که مشکل اعتیاد من حل بشود واقعاً خدا را شکر می‌کنم قبل از این‌که مادرم را از دست بدهم به این جایگاه رسیدم و مادرم روزهای خوب من را دید و بعد رفت و اگر نمی‌دید و می‌رفت شاید زندگی برای من سخت می‌شد من چندین سال به مصرف تریاک و شیره پرداختم و کار خود را نیز انجام می‌دادم ولی دو سال آخر که شیشه مصرف می‌کردم واقعاً در زندگی من زلزله‌ای افتاد که در آن زلزله خیلی از ستون‌های زندگی من ریخت که امروز به لطف کنگره دوباره آن ستون‌ها را ساختم و پابرجا کردم و چه‌بسا محکم‌ترش کردم. روزهای خیلی سختی را گذراندم تا این‌که همسفرم من را با کنگره آشنا کرد و مدتی طول کشید تا من به کنگره آمدم و زمانی که به کنگره آمدم زمانی بود که نمایندگی استاد معین تازه افتتاح‌شده بود و آقای امیرحسین باقری که روحش شاد، تازه لژیون زده بود که من اولین رهجویش بودم که باعث افتخار من بود. سفر را شروع کردم و ایشان به من گفتند اگر می‌خواهی به نتیجه برسی و رها بشوی بچسب به کنگره و من. دستور جلسه امروز وادی هشتم بود و من در آن زمان راهی را جلوی خودم نمی‌دیدم یک مثال بزنم که یک‌بار در جاده بودم و جاده را مه گرفت و من گیرکرده بودم و واقعاً جلوی خودم را نمی‌دیدم به یک راننده کامیون گفتم حالا من چه‌کار کنم گفت من دارم حرکت می‌کنم و تو پشت سر من بیا و من فقط چراغ‌خطرهای آن کامیون را می‌دیدم و پشت آن حرکت می‌کردم و راه برای من نمایان شد. اگر امروز من موفق شدم نتیجه این بود که جا پای راهنمایم می‌گذاشتم و هر آنچه که می‌گفتند اجرا می‌کردم و فقط چشم می‌گفتم و یک رهجوی کاملاً فرمان‌بردار مطلق بودم. اگر تمام بچه‌های سفر اولی می‌خواهند نتیجه بگیرند باید فرمان‌بردار باشند. یک سرباز که حرف گوش می‌کند می‌تواند در آینده یک فرمانده خوب بشود. در مورد سفر دوم، من همیشه یک مثالی می‌زنم در لژیون که ما داریم مسیری را می‌رویم که وسط راه را یک تپه خاک گرفته است آن تپه همان اعتیاد ما است قرار نیست که آن تپه را از سر راه برداریم و یکجا بنشینیم باید ادامه مسیر را طی کنیم آن سفر دومی که خدمت نمی‌کند و می‌رود مثل آن است که آن تپه را از سر راه برداشته است و همان‌جا نشسته است و حرکتی نمی‌کند. فلسفه کنگره این نیست اگر این‌گونه بود اسمش را جمعیت احیای انسانی کنگره 60 نمی‌گذاشتند پس فلسفه‌ای پشت آن است که من باید این مسیر را ادامه بدهم تا به سعادت برسم. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که من را در کنگره وزندگی نگه داشت خدمت در کنگره 60 بود چون کسی که خدمت می‌کند محکوم به آموزش است چه بخواهد و چه نخواهد. من محکوم بودم و آموزش می‌گرفتم و انرژی کسب می‌کردم و ارتقا پیدا کردم و خداوند کمکم می‌کند و به زندگی هم می‌رسم و یک زندگی جدید رادارم و امیدوارم همه این مسیر را ادامه بدهند و به سعادت و آرامش برسند. یادی می‌کنم از راهنمای گرانقدرم آقای امیرحسین باقری و خیلی از ایشان و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم روحش شاد. از آقای زرکش تشکر می‌کنم که دعوت بنده را قبول کردند و در جمع ما حضور پیدا کردند. خیلی سپاسگزارم از ایجنت محترم مرزبانان عزیز و همه بچه‌های نمایندگی حر و تشکر می‌کنم و در رأس از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم و در آخر از همسفرم خیلی تشکر می‌کنم خیلی اذیت شدند و امیدوارم بتوانم ذره‌ای از زحمات ایشان را جبران کنم و از پسرانم تشکر می‌کنم که من را خیلی یاری کردند.

سخنان همسفر: سلام دوستان کبری هستم یک همسفر. ابتدا سال جدید را به همه دوستان تبریک می‌گویم و انشا الله سالی پربرکت و پر باری برای همه عزیزان باشد و شاهد رهایی تمام سفر اولی‌ها باشیم. خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر این لحظه شیرین را تجربه می‌کنم من این حس را مدیون آقای مهندس و خانم آنی هستم این آزادمردی را به همسر عزیزم تبریک می‌گویم و بهترین‌ها را برای ایشان از خداوند خواستارم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی همیشه همین‌طور موفق باشد. تبریک می‌گویم به آقای امیرحسین باقری که الآن در بین ما نیستند اما همیشه صحبت ایشان و محبت‌هایشان در خانه ما است. انشا الله روحشان شاد باشد. تشکر می‌کنم از راهنمای خودم که امروز به این جلسه نرسیدند و عذرخواهی کردند و ایشان برای من زحمت‌های زیادی کشیدند و همیشه به من انرژی می‌دادند و در روزهای سخت و دشواری همیشه کنار من بودند که در سفر اول ایشان را خیلی اذیت کرده بودم. این آزادمردی را به تمام برادر لژیونی‌های آقا فرهاد و بچه‌های لژیون خودشان تبریک می‌گویم و امیدوارم همه این لحظه را تجربه کنند

تهیه و تنظیم و تایپ: مسافر حسین(لژیون پنجم)

تصویرگر: مسافر محمد(لژیون یازدهم)

مرزبان کشیک: مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: جلسات روزهای پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عبداله ملکی یکشنبه 26 فروردین 1397 10:13 ق.ظ
خدا قوت و هزاران تبریک
فرهاد هوشمند شنبه 25 فروردین 1397 10:37 ب.ظ
سلام ضمن تبریک عید مبعث از همه عزیزان که ابراز لطف فرمودند و با حضورشان و ارسال پیام و پاکت مراسم جشن تولد بنده روپر شور برگزار کردید صمیمانه متشکرم و برایتان بهترینها رو ارزومندم.
شنبه 25 فروردین 1397 08:00 ب.ظ
سلام
.
.
تبریک فراوان به آقا فرهاد عزیز
مسافر فرهاد شنبه 25 فروردین 1397 09:25 ق.ظ
خدا قوت و تبریک به آقا فرهاد عزیز.
سهیل کلاته جمعه 24 فروردین 1397 10:49 ب.ظ
سلام...
.
.
.
خداقوت
.
.
.
هزاران تبریک به فرهاد عزیز
احمد لژیون ششم جمعه 24 فروردین 1397 01:50 ق.ظ
سلام

تبریک به آقا فرهاد
مسافر هاشم جمعه 24 فروردین 1397 12:56 ق.ظ
سلام
.
.
.
خداقوت و هزاران تبریک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: